پیوندها
« كوروش »
« ج. شريفيان»
« رها »
«ايران اسلام»
« مهدي قوامي »
« عليرضا »
«مونا»
« ن.باور »
« امير »
« علي »
« داوود »
« آکلیوس کلادیوس »
« محمد »
« سیدخان »
«عسل-امیر-سامان »
«مهدیه - وحید»
« الهه»
«علي»
« محمد (فرياد)»
«مـــن , مهـــسا»
«محمد»
«عليرضا»
«محمدرضا»
«حامد»
«ندا . پ»
«لئونور »
«ارميا / رضا اميرخاني»
«علي احمد رحيمي»
«محدثه »
«محققان برجسته»
«زيـبـاتــريــن و خوشکل ترین والپيپرها براي دسکــتـاپ»
« مهرداد (آوا)»
« سهم »
« فرياد »
« فرزاد »
لوگويه دوستان
|
چرا رفتي ..... ؟؟؟؟؟ مگر من خطائي كردم..... |
||
|
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی * تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام روئید * با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت !! و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشم هایم را…. بروی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم نمی دانم چرا رفتی ؟؟؟نمی دانم چرا * شاید خطا کردم !! و تو بی آنکه فکرغربت چشمان من باشی نمی دانم کجا * تا کی * برای چه ؟؟ ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد و گنجشکی که هرروز از کنارپنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان چشم هایش باران بود و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد….. من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام…….. برگرد !! ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت : تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست ومن در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر نمی دانم چرا ؟ شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
|
||
| لینک | ||
| |
||
|
خدا را بطلبید چنان عاشقی که معشوقش را از صمیم دل می خواهد. همچون آزمندی که در حسرت طلاست. همانند کودکی که در تمنای مادر گم کرده اش می باشد |
||
| لینک | ||
|
نزار زمين بخورم... |
||
|
به زمین خورده بودم و توان بلند شدن را نداشتم.پس همان جا نشسته بودم.از حرکت آدم های بالای سرم وحشت داشتم،سرم را روی زانوهایم گذاشته بودم تا نبینمشان.دست هایم را روی گوش هایم قرار داده بودم تا صدای شادی و غم مردم را نشنوم. کمکم کردی برخواستم.خاک های عادت را از لباس زندگی ام تکاندی.و دوباره راه رفتن ، نگاه کردن، گوش دادن و لذت بردن را نشانم دادی. به زبان نگاهت اعتماد کردم و ... چرا مي خواهي تنهام بزاري؟... |
||
| لینک | ||
|
خدا و اشك عاشق... |
||
|
قطره دلش دریا میخواست. خیلی وقت بود كه به خدا گفته بود. هر بار خدا میگفت: از قطره تا دریا راهیست طولانی. راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لیاقت دریا نیست. قطره عبور كرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. قطره ایستاد و منجمد شد. قطره روان شد و راه افتاد. قطره از دست داد و به آسمان رفت. و هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت. |
||
| لینک | ||
|
امشب باران به میهمانی چشمانم آمده ... |
||
|
خسته ام خسته از همه کس و همه چیز حتی از نفس کشیدن... امروز عقربه های ساعت حادثه را برایم به تصویر کشیدند ... اکنون من با خاطرات نفس گرفته ات زندگی را با آه سردی می نوازم . امشب که شعله می زند ماجرای تو
|
||
| لینک | ||
|
دلم ...دلم باز هم نشست منتظر |
||
|
دلم چه ساده بود
|
||
| لینک | ||
|
به تو خواهم گفت........ |
||
|
بسته ای بار سفر .... |
||
| لینک | ||
|
... شراکت است. |
||
|
استاد می گوید: اغلب دوست داشتن آسان تر از دوست داشته شدن است. پذیرفتن کمک و پشتیبانی دیگران را دشوار می یابیم.تلاش های ما برای مستقل جلوه دادن ، دیگران راازفرصت تجلی بخشیدن به عشق شان محروم می کند. والدین بسیاری به هنگام پیری ، فرزندانشان را از دریافت همان عاطفه و حمایتی که در کودکی دریافت می کردند ، محروم می کنند. بسیاری از همسران ، به هنگام بلا ، خجالت می کشنداز همسر خود کمک بخواهند. بدین ترتیب ، آب های عشق نمی گسترند. باید حرکت محبت آمیزی دیگری را بپذیرید.باید بگذارید دیگران به شما کمک کنند ، به شما نیروی حرکت بدهند. اگر این عشق را با خلوص وفروتنی بپذیرید ، می فهمید که عشق نه دادن است و نه گرفتن ...شراکت است. |
||
| لینک | ||
|
حیف است بمیریم و خدا را نشناسیم... |
||
|
قاصدک مسافر سرزمین جدیدی شده بود و خسته از سفر ، تمام تنش |
||
| لینک | ||
|
راه دوری نیست. |
||
|
راه دوری نیست. ........................... ...
|
||
| لینک | ||